السيد الطباطبائي

72

مجموعه رسائل ( فارسى )

احاطى و كامل و معرفت به كُنه ذات او مراد است . اما معرفت وشناخت خداوند به فراخور توانايى وقدرت امكانى ، محال نخواهد بود . وبالجمله ، اين‌كه معرفت نفس ، برترين راه‌ها ونزديك‌ترين راه به كمال است ، چيزى است كه كه هيچ ترديدى درآن نمىتوان كرد و تنها سخن در مورد كيفيت سير وپيمودن مسير اين راه باقى مىماند . برخى كسان چنين پنداشته‌اند كه چگونگى پيمودن اين راه در شرع بيان نشده است وحتى برخى در تاليفات خود نوشته‌اند كه اين روش در اسلام همچون رهبانيت است كه مسيحيان در دين مسيح ، بدعت گذاشتند ، بىآن‌كه حكمى الهى در مورد آن نازل شده باشد وخداى سبحان آن را از ايشان پذيرفته باشد . خداى سبحان مىفرمايد : « وَ رَهْبانِيَّةً ابْتَدَعُوها ما كَتَبْناها عَلَيْهِمْ إِلَّا ابْتِغاءَ رِضْوانِ اللَّهِ فَما رَعَوْها حَقَّ رِعايَتِها » . « 1 » و گفتند كه : طريق معرفت نفس در شريعت اسلامى وارد نشده است و شريعت ، راهى براى رسيدن به‌كمال پسنديده است ( پايان سخن مخالفان روش معرفت نفس ) . و از همين روست كه برخى از رياضت‌ها و روش‌هاى مخصوص كه در نزد اين گروه يافت مىشود ، در كتاب وسنت يافت نمىشود و در سيرهء رسول خدا وخاندان پاك او عليه السلام مشاهده نشده است . و اين بنابر آن چيزى كه ذكر آن گذشت و مراد از اين روش‌ها گذر كردن و رسيدن به هدف اصلى است به هر راه ممكن ، ونيز روش‌هايى كه از غير مسلمانان از حكيمان متأله و اهل رياضت نقل شده است همين گونه است ، چنان‌كه اگر به كتاب‌ها وآثار ايشان مراجعه شود آشكار مىگردد .

--> ( 1 ) . و ليكن رهبانيت و ترك دنيا را از پيش خود بدعت انگيختند ، ما بر آنها جز آن‌كه رضا و خشنودى خدا را طلبند ننوشتيم . و باز آنها چنان كه بايد و شايد مراعات آن را نكردند